Wednesday, May 08, 2002

از يادداشتهاي مرتضي نگاهي، يولداش؛

* من و هم خانه ام
هم خانه ى من مردى است هشتاد و سه ساله. بيچاره خيلى پير شده و حواسش حسابى پرت! بيمار هم هست و تيمار هم ميخواهد. گاهى دچار نسيان ميشود. ديشب نيمه هاى شب بيدار شده بود و نام مرا ناگهان فراموش كرده بود. نامه ها و صورت حساب هاى مرا به هم ريخته بود تا بلكه نام مرا پيدا كند. روى آن پاكت ها فقط يك نام ديده بود: مرتضى نگاهى و نميدانست اين نام از آن كيست!



........................................................................................


Home